نام علمي نام بومي تلفظ
_____ ______ ____
کله سبز سوزگردن souzgardan
نوک پهن کمچه kamcheh
خوتکا روويک rouvic
باکلان نرو narou
آنقوت چرو charou
تنجه کله مرغ kalamargh
فيلوش سيخ دم sikhdem
بحري شنک shenak
شاهين باشه basha
کلاغ گراغ garagh
دم جنبانک تيسک tisk
جنبان چرتک chortak
اردک سرحنائي بلغي balghi
گيلار چورکش chorcash
اردک مرمري مو mou
گيلانشاه خرچوشک kharchoushk
آب چليک چوشک choushk
گيلانشاه بال سفيد چوشک الفه دم choushkalghadem
چوپا سيرپووک sirpovak
خروس کولي سفيد تغلک taghalak
خروس کولي سيه بالک seabalak
اکراس بزک bazak
بوتيمار باغک baghak
کشيم گردن سياه سرمکه sormakah
کشيم کوچک نيملک nimalak
کشيم بزرگ الياسک elyasak
سنقورگندم زار شنک shenak
کوکر چغور choghor
ليکو سوسو sousou
چکاوک کاکلي کملک kemalak
چکاوک هدهدي چوپون مسخره choponemaskhara
هدهد شونه سر shonasar
چکاوک آسماني چريک chrik
هوبره طوقدري toghdari
عروس غاز بط baat
فلامينگو عرب arab
چنگرنوک سرخ مدمک mademak
کاکائي سرسياه کفترک kaftarak
کاکائي درياي خزر زبو zabou
کاکائي بزرگ لکي laki
کفچه نوک چاشک chashk
پرستودريائي جيغک jighak
ميوه خور خرماخورک khormakhorak
سسک پرصدا ني بورک niborak
شبگرد لگوبورک lagoborak
اردک تاجدار خوسر khosar
اردک دم دراز لشکري lashkari
سياه خروس خروسک khorosak
ماهي خورکوچک جينگ جينگک jingjingak
دال لاشه خور lashekhor
کرکس باشه دم سفه bashedemsefe
سار سارک sarak
سبزقبا سور sor
چنگر چور chor
حواصيل لگو lago
پليکان کمو komo
دراج پور pour
گنجشک چغک choghok
پرستو پلپلاسي palpalasi
بلدرچين کرک karrak
درنا کلنگ keleng
طاووسک بستوني bostouni
بوف بوم boum
شب یلدا، نخستین شب زمستان و طولانیترین شب سال است که ایرانیها طی رسوم کهن خود، دور هم جمع میشوند و ضمن دید و بازدید، خوراکیهای خاصی مانند هندوانه، انار، آجیل و... را مصرف میکنند.
در این شب، جوانان پای صحبتها و قصههای بزرگسالان مینشینند و از لابهلای داستانها و قصههایی که از زبان این گنجهای زندگی میشنوند، عبرتها و درسهای بیشماری برای خود میاندوزند.
از جمله رسوم بسیار زیبا و پسندیده ایرانی در این شب که در اسلام نیز بسیار به آن سفارش شده، عیادت از سالمندان و بیماران است. ملاقات با خویشاوندان و دوستان و رسیدگی به احوال نیازمندان، به ویژه نیازمندان خویشاوند، از جمله آداب پسندیده و نیکویی است که در پرتو دستورات جامع و کامل اسلام، مردمان شریف ایرانی در شب یلدا و دیگر شبهای طولانی و بلند زمستان به آن اهتمام میورزند.
خداوند برای رفاه و آسایش بندگان خود، نعمتهای بسیاری آفریده و به آنها امر فرموده از این نعمتها استفاده کنند ولی همواره بکوشند از اسراف کردن بپرهیزند، زیرا خداوند اسراف را دوست ندارد.
امام (علی) اسراف کردن را موجب هلاکت دانسته و امام سجاد (ع) در دعا و مناجاتهای خود با خدا میفرماید: «و مرا از زیادهروی بازدار و روزیام را از تلف شدن نگاهدار و داراییام را با برکت دادن به آن افزون کن و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان.»
رسم زیبای دیدار یکدیگر در شب یلدا وقتی زیباتر میشود که با زیادهروی نکردن در مصرف خوراکیها و تنقلات، بخشی از آنها را به مصرف یتیمان و افراد بیبضاعتی برسانیم که توانایی تهیه چنین اقلامی را در این شب ندارند.
انسانهایی که عاشق عبادت هستند و از صمیم دل آن را دوست میدارند، تمام وجود خود را وقف عبادت میکنند و هر یک از اعمال و گفتار خود را با نیت تقرب به خداوند انجام میدهند، اینگونه افراد جزء برترینهای مردم شمرده میشوند و ترسی از سختیهای دنیا ندارند.
روزها و شبهای زمستان، بهترین فرصت برای راز و نیاز و مناجات با خداوند است. امام صادق (ع) این فرصت نیکو را اینگونه معرفی میکند «زمستان، بهار مؤمن است. شبهایش طولانی است که برای عبادت نیمهشب از آن کمک میگیرد و روزهایش کوتاه است که برای روزه گرفتن از آن مدد میجوید».
برخاستن از خواب شیرین در دل شب و اندیشیدن در ملکوت آسمانها و زمین، خدا و قدرت او و نیز روزه گرفتن در روزهای کوتاه زمستانی، بهترین و خالصترین عبادت خدای تعالی است. رسول خدا (ص) میفرماید «روزه زمستان، غنیمتی فرحبخش است».
خداوند در آیات بیشماری به بندگان خود دستور میدهد خویشاوندان و نزدیکان خود را فراموش نکرده و همواره جویای احوال آنها باشند و آنها را از قطع رحم و رسیدگی نکردن به خویشان برحذر میدارد.
شبهای بلند زمستانی، فرصت بسیار خوبی است که میتوان از آن بهرهبرداری صحیح کرده، به دیدار اقوام و نزدیکان شتافت و در اجرای این سنت پسندیده و نیک که ثواب بسیاری هم دارد، پیشقدم شد.
خداوند در قرآن کریم بندگان خود را به قصههای قرآن توجه داده و هر یک از این سرگذشتها را دارای حکمتی میداند که برای انسانها هزاران پند و اندرز در خود نهفته دارد.
داستانها و افسانههای زمینی، پس از چند بار تکرار، کمکم تازگی و جذابیت خود را از دست میدهد ولی قرآن تنها کلامی است که هر اندازه هم تکرار شود، «کهنهشدنی» نیست.
در شب یلدا و شبهای زمستانی که دور هم جمع میشویم و پای صحبت بزرگترها مینشینیم، نیکو و شایسته است به جای داستانها و قصههایی که گاه با خرافات همراه است، به قصههای قرآنی توجه کنیم که هیچگاه کهنه نمیشود و خرافات در آن راه ندارد.
شب، مایه آرامش و سکون است. با پایان روز و پس از به اتمام رسیدن ساعات تلاش و کوشش در راه کسب روزی، آدمیان در سکوت شب، آرامش خود را مییابند و استراحت میکنند.
شبهای طولانی زمستان، فرصت خوبی است تا با دقت در نظام آفرینش و گردش شب و روز، به بزرگی خدای تعالی و کوچکی خود در این نظام هستی اعتراف کنیم.
زیباییهای شب و درخشش ستارگان در پردههای سیاه شبهای فرو رفته در ظلمت و گسترش نور ماه در آسمانها، همه نشان از قدرت بیپایان خداوند دارد. در این شبها میتوانیم به ستایش خدا بپردازیم.
از گذشتههای دور در خانوادههای ایرانی در کنار قرآن کریم، دیوان حافظ نیز مورد توجه و عنایت خاصی بوده است. ایرانیان همانگونه که با قرآن استخاره کرده، برای آغاز کارهای خود از این کتاب آسمانی طلب خیر میکنند، به دیوان حافظ نیز تفعل میزنند و از خواجه شیراز دعای خیر میخواهند.
یکی از رسمهای جالب و زیبای ایرانیها در شب یلدا، تفأل زدن به دیوان حافظ و خواندن اشعار عرفانی اوست که برگرفته از آیات قرآن است. شایسته است در این شب طولانی، با تفأل زدن به حافظ و خواندن اشعار عرفانی او، از خرافات و تفأل زدن به شیوههای خرافی دیگر پرهیز کنیم.
جشن شب چله ریشه در رویدادی کیهانی دارد
رئیس میراث فرهنگی زابل اظهار داشت: شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا همان «شب یلدا» نام برده میشود که همزمان با شب انقلاب زمستانی است.
علیرضا خسروی افزود: در سیستان دو چله؛ چله کوچک که اصطلاح قدیمی آن «چله خرد» و چله بزرگ که به «چله کلو» معروف است و این چله کوچک و بزرگ از اول دی ماه آغاز میشود و تا 10بهمن ماه ادامه دارد.
وی ادامه داد: شب اول دی ماه بزرگترین و طولانیترین شب سال و آغاز انقلاب زمستانی در تقویم ایرانی شناخته شده است.
رئیس میراث فرهنگی زابل بیان داشت: شب یلدا در واقع شبی است که فردای آن تولد خورشید و نور و روشنایی است، در ایران باستان خورشید و نور جایگاه ویژهای دارند و در باورهای ایران باستان نیز وجود دارد که خورشید نقش بسزایی در حیاط و تداوم زیست بوم و زندگی آنها داشته است.
وی اضافه کرد: در شب یلدا تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی میکاهد و چون فردای این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی میشود، مردم سیستان و بلوچستان خورشید را که مظهر روشنایی است جشن میگیرند.
خسروی گفت: در این شب مردم از شیرینیهایی مانند ستو، شیرینک و حلوا و انواع تخمههای هندوانه، خربزه، عناب و پسته را در این شب فراهم و شب را تا صبح سحر میکنند.
وی ادامه داد: اگر این شبها با مراسم مذهبی همزمان نمیشد، با دهول و ساز و چوب بازی شب را به صبح میرساندند.
آیین یلدا در میان مردمان سیستان
رئیس میراث فرهنگی زابل بیان داشت: آیین شب یلدا در استان سیستان و بلوچستان از دیرباز در سه شب متوالی با عناوین شب «چلهبزرگ» و« چله متوسط » و «چله کوچک» برگزار می شود و خویشان و دوستان سفرهای از مهر را میگشودند و از هر دری سخن میگفتند.
وی ادامه داد: دیکی از آیینهای ویژه یلدا در سیستان وبلوچستان دیدار بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده است،در شبهای چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور کرسی چوبی جمع میشدند و به قصههای بزرگترها گوش میدادند.
حافظ در شب یلدا در میان مردم سیستان نقش بسزایی دارد
وی ادامه داد: در شب یلدا در منطقه سیستان رسم بر این است که صاحبخانه، دیوان حافظ را به بزرگتر فامیل که سواد دارد، میدهد، سپس هر یک از میهمانان نیت کرده و بزرگ مجلس، این جمله را میگوید و تفألی به گنجینه حافظ میزند: «ای حافظِ شیرازی/ تو محرم هر رازی/ بر ما نظر اندازی/ قسم به قرآن مجیدی که در سینه داری...» یا هر چیزی شبیه به این رسم یکی از رسوم پرطرفدار شب یلداست و سرگرمی خوبی برای خانوادهها در این شب بلند سال است.
خسروی گفت: واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است، ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و جشن بزرگی برپا میکنند و از این رو به دهمین ماه سال دی (به معنای روز) میگفتند که ماه تولد خورشید بود.
هرچند این روزها برای ما یلدا تولد خورشید است اما برای ایرانیان قدیم بیشتر طولانیترین شب سال بود. شبی نحس که اهریمن تاریکی در آن ترکتازی میکرد.
برای همین بود که ایرانیها در آن تا تولد خورشید دور آتش جمع میشدند و سفره پهن میکردند. ایرانیان باستان برای آنکه شب یلدا را به رغم اهریمن بدکنش به خوشی بگذرانند، آخرین بازماندههای میوههای پاییزی را جمع میکردند و بر سفرهشان میگذاشتند و آن را نثار اهورامزدا میکردند.
1- افغانی ………..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom
2- انگلیسی ……………..آی لاو یو!……………………!I love you
3- ایتالیایی …………………تی آمو!……………………..!Ti amo
4- اسپانیایی …………….ته کویرو !………………………!Te quiro
5- آلمانی ………….ایش لیبه دیش!………………!Isch liebe dich
6- آلبانی ……………………..ته دوه!……………………….!Te dua
7- ترکی …………….سنی سویوروم!……………..!Seni seviyurom
8- پرتغالی ………………….او ته آمو!………………….!Eu te amo
9- چینی ………………….وو آی نی!………………………!Wo ai ni
10- چکی …………………میلوجی ته!…………………….!Miluji te
11- روسی ………………یا تبیا لیوبلیو!………………!Ya tebya liub liu
12- ژاپنی ……………………آیشیتریو !………………………!Aishiteru
13- سویدی …………یاگ السکار دای!……………….!Yag Elskar dai
14- صربستانی ……………….ولیم ته!……………………!Volim te
15- عربی …………………..انا بحیبک!……………….!Ana Behibbek
16- فارسی …………….دوست دارم!…………………..!Dooset daram
17- فرانسوی ……………….ژ ت آیمه!…………………….….!Je t aime
18- فیلیپینی ……………..ماهال کیتا!……………………..!Mahal kita
19- کره ای ……………..سارانگ هیو!…………………….!Sarang heyo
20-لهستانی ………………کوهام چو!……………………!Koham chew
21- مجارستانی ……………..سرتلک!…. ……………………..!Szeretlek
22- ویتنامی ……………….آن یه و ام!……………………..!An ye u em
23- یونانی …………………….سغه پو!………………………!Sagha paw
24- یوگسلاوی …………….یا ته وولیم!…………………….!Ya te vol
ونمکه توقسم ( به نمکت قسم )
.........................................................
ازدسيو او نمه چکه (ازدستش آب فرو نمي چکد.)
به افراد سياه کاسه و خسيس مي گويند.
...............................................................
روروبه ديده (روي روباه ديده )
نسبت به کسي گويند که اوضاع بروفق مراد او باشد.
......................................................................
سرخوش تو بشکنه ( سرمادرزنت بشکند.)
به مزاح به کسي گويند که سرزده به خانه اي درآيد که اعضاي آن خانواده اندکي جلوتر از
آمدنش طعام ياخوردني ديگري راکه ديگر ازآن درخانه موجودنباشد ،خورده باشند.
.................................................................................................................
کسه که نرفته ودشت نمه تره بنده سرمشک (کسي که به دشت نرفته نمي تواند سرمشک راببندد.)
کنايه از آدم بي تجربه است.
..........................................................................................................
د گدونه تو خاکستر نگيره (ديگدان تو خاکستر نگيرد.)
کنايه ازاين دارد که همواره محتاج و بي چيز باشي.
.............................................................................................
ميگي ولکه کو کنده (گوئي انگار کوه کنده است )
نسبت به کسي مي گويند که باانجام دادن کارکوچک ونه چندان مهمي به خودش مغرور ميشود.
................................................................................................................
کنجه ره بل وخونه ،ته قدر شوره بدونه (دختررادرخانه بگذار تاقدرشوهررابداند.
کنايه ازاين است که دختر هرچه بيشتر درخانه بماند بيشتر به ارزش شوهر پي مي برد.
........................................................................................................................
امسايه ره که ازامسايه بد ميايه ميگه گسله تو پوسگ منه گرفته ( همسايه که ازهمسايه
بدش مي آيد مي گويد گوساله ات پاي سگم راگاز گرفته )
کنايه از بيهوده وقت خودرا تلف کردن است .
..................................................................................................
پيرشي ( پيرشوي )
ازباب ادب ودوستي کودک يا جواني هنگام عطسه کردن مي گويند.
.........................................................................................
زبو گشتي يه ( زبان گوشتي است )
هنگامي که کسي درحين سخن گفتن بطور غيرارادي دچار لکنت زبان شود بکار ميرود.
.............................................................................................
آدم ودس مايه خا سه منه نه وامسايه خا (انسان به دست مايه اش نگاه ميکند نه به همسايه اش )
انسان نبايد نسبت به ديگران چشم وهم چشمي داشته باشد وتقليد کورکورانه کند .
.........................................................................................................
ارجا دل مه ره سره مه ره (هرجادل مي رود سرهم مي رود )
ديده مي بيند و دل مي پذيرد .
.............................................................................................
دوزه ميگه دوزي کونو صابه خونه ره ميگه شيارداري کو
(به دزد مي گويد دزدي کن وبه صاحب خانه مي گويد هوشيار باش )
کنايه ازانسان منافق و دورو بودن
.............................................................................................
خونه ما پو اندازشما (خانه ي ما پااندازشما )
هنگام احوال پرسي به کسي گويند که بعد ازمدتهاي طولاني به خانه آن فرد آمده باشد.
..............................................................................................
تاوخته گوسله گوشو دل بي بي اوه شو (تاوقتي که گوساله گاوشود دل بي بي آب شود)
اين کار مستلزم کارزيادي است.
................................................................................................
خره خه رسمو مبنده نو آدم خه ارف (خرراباريسمان ميبندند وانسان راباحرف )
کنايه ازافراد حرف نشنو است .
..............................................................................................
ارزد ن خاردنه داره ( زدن را خوردني هم داره.)
..............................................................................................
اي چش ور اي چش روشنائي نمديه (اين چشم براي آن چشم نمي بيند.)
هرکس به فکر خود است .
.............................................................................................
خو ومرگ يکيه ( خواب ومرگ يکي است )
خفته چون مرده ازعالم بيداري چيزي نمي داند.
.............................................................................................
خدا مفمه که ببه کنه بيامرزه (خدا مي فهمد پدر چه کسي را بيامرزد )
اين مثل بيانگر اين مطلب است که خداوند نسبت به تمام موجودات وکارها واعمال
انسانها آگاه مي باشد لذا خداوند قادر به تمييز بندگان خوب وبد مي باشد.
..............................................................................................
خودما اگه خورده بپور ماخا کلونه بوده
0خودمان اگر کوچکيم جدمان که بزرگ بوده است )
.............................................................................................
حکم گوچه و حکم حاکم يکيه (حکم بچه وحکم حاکم يکي است )
خواسته بجه چون فرمان حاکم لازم الاجرا است.
..............................................................................................
شغال ازسايه خا مترسه (شغال ازسايه اش مي ترسد )
اين مثل درمورد افراد ترسو بکار مي رود.
...............................................................................................
يک سرشال غمو يک سرشال شادي ( يک سرگليم غم است ويک سر گليم شادي )
سوگ وسرور وخنده وگريه هميشه در کنار هم هستند .
....................................................................................................
مرگه ره جستنه نيه (مرگ راراه گريزي نيست )
از چنگ مرگ نمي توان گريخت .
....................................................................................................
گشنگي بره دونگيه ( گرسنگي برادر ديوانگي است
....................................................................................................
خدا دوشو سيه ره روورو نمپرنه (خدادوشب سياه راروبروي هم نمي اندازد )
خداوند بخشنده مهربان است وبراي انسان چند مشکل را يکجا نمي آورد.
.....................................................................................................
اي کنده انو دود داره ( اين کنده هنوز دود دارد )
اين ماجرا يااين دعوا هنوز ادامه دارد وبه اين زودي تمام نمي شود.
......................................................................................................
وکلاه خه پره داره (به کلاهش پري زده است )
درموردافرادي که به خود مغرور مي باشند ودرخود احساس تکبر مي کنند .
......................................................................................................
رنج زمونه ور مرد ميايه (رنج زمانه براي مرد مي آيد )
....................................................................................................
ره بزه چه بزه انصافه ازدس مده (راه درست کن چاه حفر کن انصاف راازدست مده )
انسان درزندگي بايد منصف بوده وهميشه جانب عدل وانصاف را رعايت کند .
......................................................................................................
قاچاق فروش پوبنده دولته (قاچاقچي پرواري دولت است )
هرزمان باشد قاچاقچي به چنگ قانون گرفتار آيد.
.....................................................................................................
ازار خشته بد بري امو دن لعد تو ميايه ( ازهر خشتي که بدت آيددم لحدت مي آيد.)
انسان ممکن است ازيک کسي بدش آيد وازاو نفرت داشته باشد ولي ممکن است زماني
کاري بسيار مهم براي اوپيش آيد که حلالش همان فرد باشد .
............................................................................................................
اگه ارخره خرمه بکته آجته گوو نيه ( اگر هر خري خرمن بکوبد حاجت گاو ي نيست )
بيان کننده اينکه هرکس نمي تواند هرکاري انجام دهد ودرموردکسيکه ادعاي انجام بکند
داشته باشد اين مثل را مي آورند .
نظير :کارهرکس نيست خرمن کوفتن گاونر مي خواهد ومرد کهن
.......................................................................................................
ازسرخار خوشه پيدا نشته (ازسرخار خوشه پيدا نشده )
هيچکس تنها وبيکس نيست بلکه انسان داراي فاميل وبستگاني مي باشد.
........................................................................................................
روزه بد نيک ميشو نو آدم بد نيک نمشو (روزبدنيک ميشود اما آدم بد نيک نمي شود )
درمورد انسانهائي که داراي خلق وخوي بد مي باشندوهرچند ايام برآنها مي گذرد خوب نشوند
.................................................................................................................
دس خا زر بساز متن امسايه ره مکش (دست خودرا زربساز منت همسايه رامکش )
دست طلب پيش کسي دراز مکن .
...........................................................................................................
وا ور گرفتنه کور و وا ور چو زدنه کوت (واي ازگرفتن کورو واي اززدن کور )
..........................................................................................................
ارکاره ره سست وردري سخت مخاري ( هرکاري راسهل و سست انگاري دشواري مي بيني )
..........................................................................................................
آلو از آلورنگ ومداره نو امسايه از امسايه (آلو ازآلو رنگ مي گيرد وهمسايه از همسايه)
غرض آن است که خلق وخوي همنشين در همنشين اثر مي گذارد.
.............................................................................................................
پولدار کباب مخاره نو به پوله دود کباب (پولدارها کباب مي خورند وبي پولها دود کباب )
پولدارها غذاي لذيذ ومطبوع مي خورند وبي پولها به ناني خشک قانع هستند .
.............................................................................................................
مرد دو زنه اردو نيمه رويو سيه يه ( مردي که دوزن دارد صورتش هردو طرف سياه است )
گرفتاري و مشغله مردي که دو زن دارد زياد است .
...............................................................................................................
ار جا خيشيه نيشيه (هر کجا خويشي است نيشي است )
هر بدي که به ما مي رسد از جانب خويشان خودمان است .
............................................................................................................
تا به بو نشه قدر به بو نه نمه فه مي ( تاپدرنشوي قدر پدر رانمي داني )
انسان تا خودش پدر نشود قدروارزش پدرومشکلات وسختي هايي که او
تحمل مي کند نمي فهمد .
..........................................................................................................
شاخ بز که درد مه نه نونه چوپونه مخاره (شاخ بز که درد مي کند نان چوپان را مي خورد )
.........................................................................................................
سرمارکه درد مه نه زيرره خو مه نه ( سرمار که درد مي کند نان چوپان را مي خورد )
درمورد ضعيفي گويند که به قوي و زورمندي زيان برساند .
..........................................................................................................
دوزه بداوو نه ته دن خونه يو (دزد را بدوان نه تادر خانه اش )
عرصه اگر بر سارق تنگ شود احتمال قتل و خونريزي وجود دارد.
...........................................................................................................
صد خشته مالي نو يکه ره واوه بدي چه فائده ( صدخشت بزني ويکي را به آب دهي چه فائده )
انسان بايد کاري را درست به اتمام رساند .
................................................................................................................
يا کارکو باش يا کار وره کو (ياکارکن باش يا کارروبراه کن )
اگر کاري را نمي تواني انجام دهي لااقل کاري راراه بينداز .
..................................................................................................................
کاراز لته بندي درس نمه شو (کاراز بهم پيوستن لته ها درست نمي شود.
................................................................................................................
آدم خوش طمه شو بي شومه (آدم طمعکار شب بي شام است )
نظير : طمع را سه حرف است هرسه ميان تهي
...............................................................................................................
ور ؟آدم به وايه پپه گوشته (براي آدم بينوا پپ هم گوشت است )
براي انساني که مال زياد ندارد حتي داشتن مقدار کمي پول يا مال نيز بعنوان ثروت به حساب
مي آيد يا براي انساني که پول براي خريد گوشت ندارد پپ نيز گوشت به حساب مي آيد .
....................................................................................................................
ارفه خا اگجه ميشني امجه که ارفه مردم ميشني (حرف خودراکجا ميشنوي همان جاکه حرف مردم را مي شنوي )
آنکه عيب دگران پيش تو آورد وشمرد بي گمان عيب تو پيش دگران خواهد برد .
..................................................................................................................
درخونه ارچي استه مه مو ارکه استه ( درخانه هرچه است ميهمان هرکه هست )
به فراخور حال خويش بايد ازميهمان پذيرائي کرد .
..................................................................................................................
دسه به نمکه دارنو رو خنکه ( دست بي نمکي دارم و روي خنکي )
به هرکسي خوبي مي کنم از وي بدي مي بينم .
.....................................................................................................................
مه مو خر صابه خونيه ( ميهمان خر صاحب خانه است )
کنايه ازاين است که ميهمان دراختيار صاحبخانه است .
......................................................................................................................
اگه فه مه روزي ما ازاکجه ميايه امجه ره گل مه نه ( اگر بفهمد روزي ما ازکجا مي آيد همهانجا راگل اندود ميکند )
اين مثل به افرادي اشاره داردکه راضي نيستند درسفره ديگران لقمه اي نان باشد .
....................................................................................................................
جا استه جوله نيه (جا هست و لباسها نيست )
وقتي کسي يا چيزي برخلاف انتظار انسان در جائي نباشد به مثال فوق استناد مي جويد .
......................................................................................................................
گرگ ارچه پير شيه از پس گوسپه ور ميايه ( گرگ هرچه هم پير شود از عهده گرفتن واز هم دريدن گوسفند برمي آيد.
نظير : شيرهرچه هم پير شود شير است
..........................................................................................................................
جوابه جنگ ني يه ( جواب را جنگي نيست )
نظير :کلوخ انداز راپا داش سنگ است .
..........................................................................................................................
دس باله دس مرشي ( دست بالاي دست منشين )
نسبت به کسي که بيکار نشسته گويند .
...........................................................................................................................
دو دس از دو پو درا ز تر اومده (دودست از دو پا درازتر آمده است )
به کسي که از جائي بر خلاف انتظار دست خالي برگردد گويند .
.............................................................................................................................
سواره خره نو ورده خر مگرده ( سوار خراست ودنبال خر مي گردد )
ياردرخانه ومن گرد جهان ميگردم آب درکوزه ومن تشنه لبان ميگردم .
..............................................................................................................................
اي له له ته متري زه مکو چمد غربال ور گرده مکو (اي برادرتاميتواني زن مکن چنبر غربال برگردن مکن )
وادار به اجتناب اززن اختيار کردن مي نمايد درحاليکه رسول اکرم مي فرمايد : ازدواج سنت است وهر کس
ازدواج نمايد نيمي ازدين خودرا حفظ کرده است .
................................................................................................................................
برو گلستو ماديونه بي کره نه بستو ( برو گلستان ماديان را ببين وکره اش رابستان )
هنگاميکه مي خواهي ازدختري خواستگاري کني تاوي رابه همسري خود برگزيني به
خلق وخوي وظاهرمادرش نيک دقت کن سپس با دختر پيوند زناشوئي ببند .
.....................................................................................................................
صدروز بي يه روز ورگشت نيه (صدروز بيايدروزبرگشت نيايد )
خوب است در پي روزهاي کامروائي وشادي روز شکست وناکامي نيايد .
.......................................................................................................
ازچش که دوري ازدله دوري
0ازچشم که دوري ازدل هم دوري ) کسي که در پيش روي نباشد کمتر بخاطر آيد .
............................................................................................................
امقه بکار که بتني درو کني (آنقدر بکار که بتواني درو کني .)
ازمکافات عمل غافل مشو - گندم از گندم برويد جو ز جو
.......................................................................................................................
تغاره بشکنه،ماست بريزه ، جهان گرده و کام کاسه ليسو
مصداق اين ضرب المثل كساني هستند كه در اثر حادثه واتفاقي در جايگاهي قرار مي گيرند كه شايستگي آن را ندارند--------------------------------------------------------------------------------
بُزَكَ بَسته مَبي
وا كُنُ رقاصي نَ بي
--------------------------------------------------------------------------------
شو کرده خوبه ولي غبا شستن يو سخته
su karda xuba vale qaba sostane yo
saxta
کنايه ايست به عروسهاي تنبل و راحت طلب
جو که مجه سه و تجگ يو مه لومه
jow ke majaya va tajge yo maluma
رشد جو
از جوانه اون پيداست(درست مثل سالي که نکوست از بهارش پيداست)
--------------------------------------------------------------------------------
جو
که مجه سه و تجگ يو مه لومه
jow ke majaya va tajge yo maluma
رشد جو از
جوانه اون پيداست(درست مثل سالي که نکوست از بهارش پيداست)
خار که از زميي مج َ اَ ، سريو تِز َ
( khAr ke az zmee mejjaa sar yo
teza)
خار از همان زمان که رشد مي کند سرش تيز است
يه کاربرد ديگه براي ان
جملست که به کار برده مي شه .. اين که تند و تيزي هر کس از بچگي مشخص است .. يا
همان که زهرا خانم فرمودند سالي که نکوست از بهارش پيداست ...
--------------------------------------------------------------------------------
دراز
شه گرا شه ، كوته شه نرسي draz sha gra sha - kota sha nrasi
« اگر چيزي
زياد(بلند) باشه ازمن رد مي شه و اگر كم (كوتاه) باشه به من نمي رسه»
معمولاً
آدمهاي كم شانس اين ضرب المثل را در باره خود بكار مي برند.
--------------------------------------------------------------------------------
دوز
وه کلاخه پره داره ..... يا دوز وه ريش خه پره داره ...
(duz va klAkha pare
dAra)
دزد خودش را عاقبت لو مي دهد ..... يعني آثار جرمي که دزد از خودش به جا
مي گذارد سبب برملا شدن دزد مي شود...
--------------------------------------------------------------------------------
?:خار
از همون اول سرش تيزه(خار از ام(همان) اول سريو تيزه)
مواقع استفاده :وقتي مي خواهند کسي را که از اول قصد گول زدن راداشته
ولي مخفي مي کرده نشان دهند ازاين ضربالمثل استفاده مي کنند
?:حيوانات خانگي را تو لاغري و مرد را تو نداري( بي پولي) نميشه شناخت(مال و لاغري و مرد در نداري شناخته نمشو)
وقتي پاي ازمايش در ميان باشد و فرد ازمايش شده از نظر مالي ضعيف باشد
اين ضرب المثل را به کار مي برند
?: به شتر گفتند چرا شاشت (ادرار) از پسه (پشت )؟ گفت کدوم کارم از کسه(اشتر
گفته شاشتو از پسه گو كدو كار مه از كسه)
( کدام کارم شبيه کار ديگران است)
و قتي کسي کاري را بد انجام بدهدوخود را متفاوت از ديگران بگيرد اين
ضرب المثل را به کار مي برند
?: نوکر نو راه ميگيره (نوكر نو ره مگيره)
وقتي کسي تازه جايي استخدام شود و در کار خود دقيق باشد
اين ضرب المثل را به کار ميبرند(يعني در کار خود دقت بسيار ميکند)
?:هرچه ته ديگ باشه با کفليز ((kaflez)ملاقه)مياد بالا(ار چه ته ديگ بشه خه كفليز ميايه بالا)
وقتي کسي قبل از انجام کار از نتيجه خوب دادن ان مطمئن باشد
اين ضرب المثل را به کار ميبرند(يعني نتيجه هر چيز در اخر ان معلوم ميشود)
ديگ به ديگ ميگه روت سياه(ديگ و ديگ ميگه روتو سيه)
وقتي کسي کاري را انجام
دهد و ديگري که خود آن کار را انجام دهد به فرد ديگر تذکر دهد اين به کار
ميرود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
براي آدم فقير جگر سفيد هم
گوشته(ور آدم بي وايه پپه گوشته)(var adame bevaya papa goshta)
زماني به کار
ميرود که کسي طعنه زند بر فقيري که چرا غذاي فقيرانه مي
خورد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همسايه از همسايه بدش
مياد ميگه گوساله ات پاي سگم را گرفته (امسايه از امسايه بديو ميايه ميگه گوسله تو
پو سگه منه گرفته)
زماني که کسي بهانه هاي غير منطقي مي
آورد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از سنگي که بدت بياد سنگ دم گورت ميشه (از سنگه که بدتو بييه سنگ دن گور تو ميشو)
همون از هر چه بدت بياد سرت مياده
از خاردنه که گوجه گردنه
2_ و سيستو برو ماديونه بي کرّه نه بستو
3_ تئشه زدي کو خاکه تو ؟
4_ خاک ور سر سيه دونه که از توسکه توسو مونه
5_ سيه ديده ، خياله گو کرده
6_ تخم از خرمَ دور نيّه
7_ اسبه نو ساله يگله نَشقاره او
8_ سزا قروت ، او وه گرمه
9_ پلاس سيه ، سوه نمئشو
10_ ئر جه خاره ، پو خاکساره
: يک نه به آساني به از بله اي که در آن در
ماني(يگ نه و آسوني نه از اوي که در موني)
مفهوم: لزوم جواب نه دادن وقتي که
فردي جواب مثبت داده و پاي در گل گير کرده از روي پند به او گويند و يا زماني که
مشورت ميکنند و آينده را مثبت نبينند اين مثل را به کار مي برند.
2: از دست دادن
و با پا دويدن (از دس خا داده خه پو خا بجک)
وقتي که به آدم بد حسابي نسيه بدهند
يا طرفي که مال ميخواهد و بد حساب است ميگويند اگه از دس خا بده بايد خه پو خل
بجي.
3: آوار دهل شنيدن از دو رخوش است(آواز دول از دور خوش استه)
وقتي که در
مورد چيزي(شهري? فردي و ...) باور غلط وجود داشته باشد اين به کار ميرود.
4:
سوزن به خود بزن جوالدوز به مردم(اول سوزو و خودخا بزه بد جوالدور و مردم)
نشون
ميده که نبايد مردم را اذيت کرد و وقتي کسي ديگري را اذيت کند و پند نگيرد اين را
به کار مي برند.
5: اين نباشد ديگري چاقي نباشد لاغري (اي نباشه ديگره چاقه
نباشه لاغره)
زماني به کار ميرود که فردي براي انجام کاري بهانه مي آورد(ناز کسي
را نکشيدن هم معني ميدهد).
6: مهمان از مهمان بدش مياد صاحبخانه از هردو(مهمو از
مهمو بديو ميايه صاب خونه از هردوتا)
مفهومش روشن و واضحه.
7: خر رو که ميبرن
عروسي براي خوشي نيست براي بار کشيه(خره که مبره و عروسي ور خوشي نيه ور بار کشي
استه)
...........
8: ميخواستم بال من باشي بار من شدي(به جا ايکه بال مه بشي
بار مني)
وقتي به کار مي رود که فردي وبال گردن ديگران است
9: ديوانه را
گفتند خرمن را آتش نزني گفت خوب شد يادم آوردي(دوونه ره گفته خرمنه آتيش نزني گو که
خوب شه يادمه بياردي)
..........
10: هر جايي که ديگ غذايي است تو کفليز
(قاشق) در اني(هر جا ديگه استه تو کفليزي)
همون نخود هر آشي ميباشد.
1.po
bibika done sha var bibika bone sha
2.male kha makam nga da hamsaye kha duz
agi
3.shove aval razo niaz shove dovom nono piaz shove sevvom asove draz
جو که بجه از تجگه يو ملومه
يعني اينکه جوکه برويد (جوانه بزند) از جوانه اش
معلوم است
مفهوم وقتي کاري را شروع کني پايانش را ميشود حدس زد
2: برفتي
...کني ...باي دادي
(.... سانسور شده)
وقتي به کار ميره که ميخواهي کاري را
انجام دهي بعد يه اون رو انجام نمي دي يه کار ديگه بهت تحميل ميکنن
3: سنگ را به
سمت سگ بزني سر دخترا يا پسرا ميخوره(سنگه و سون سگ پني و سر کنجکو يا پسرکو
مخواره)
مفهوم وقتي به کار ميرود که جمعيت چيزي زياد باشد
4: بادي که تند
بياد زود مي ايستد (باده که تند بييه زود مسته)
مفهوم وقتي به کار مي رود که
شخصي کاري را تند و با عجله و شوق زياد ولي عجله وار شروع کند
آلو از آلو رنگ ورمداره امسايه از امسايه پند (الو از آلو رنگ ميگيره همسايه از
همسايه پند)
مفهومش همون با ما نشيني ما شوي با ديگ نشيني سياه شوي است
با ما
نشيني ما شوي با ديگ نشيني سياه شوي
مفهومش تاثير دو متغير بر روي هم
2: اسب
خب از طوله نمريه کنجه خوب از قبيله (اسب خوب از طويله نميرود و دختر خوب از قبيله
(طايفه?? فاميل)
مفهومش مانده دختر خوب در فاميل است
حساب به مثقال بخشش به خروار(حساب و مثقال بخشش و خروار)
مفهوم: حساب بايد از
روي دقت باشد سهمت را كه گرفتي از اون هر چه ميخواهي ببخش
چيزي كه به چون ديگري برود انگار به جوال كاه مي رود
كاربرد: وقتي به كار
ميرود كه كاري كه به ضرر ديگران است انجام دهيم.
2: خواب چوپان خانه خرابي بار
مي آورد (خوِ چوپو خونه خرابي مياره)
كاربرد: زماني به كار ميرود كه كسي كاري
ضرور را انجام نمي دهد و به ديگران و يا به خودش ضرر وارد مي شود
3: دستي كه نمي
تواني ببندي ببوس (دسه كه نمتني بندي بوس كو)
كاربرد: زماني به كار ميرود كه
فردي در برابر ديگري قدرت ندارد و افراد ديگر به آن مي گويند كه تسليم شود.
‹اين
ضرب المثل نمونه خوبي است از تسليم شدن سيستانيان در برابر ظلم و ستم كساني كه
قدرتشان بيشتر از خودشان است›
4: بهانه زن گوزو آرد جو است(بونه زن گوزوك آرده
جوه)
كاربرد: زماني به كار ميرود كه فردي بهانه اي غير منطقي مي آورد
5:
فلاني را گفتند فاميلت چيست گفت ازدواج نكرده ام (بنده خدار ره گفته فاميلتو چيزيه
گو كه زن نكردا)
كاربرد: موقعي كه بحث ازدواج و اين طور چيزها باشد به ميان مي
آيد
يا کار کن باش يا کار راه انداز( يا کارکو باش يا کار و ره کو)
مفهوم: اگه
ميتوني برو کاري بکن براي ... و اگر نمي تواني کار کني حداقل کار را راه
بنداز
2: بهانه بچه است به کام مادر است(بونه گوچه يه و کوم موکه يه)
مفهوم
کودکان بهانه بعضي از کار ها هتند در حالي که ديگران سود آن فعل را مي برند
از
گوچگو لخشيدنو از کلونو بخشيده(از بچه ها لغزيدن (اشتباه کردن و از بزرگان
بخشيدن)
معني اش روشن است.
2: برفتي ک... کني ک... باي دادي(رفتي ک... بکني
با ک... پاره برگشتي)
* na bozia na baghe
مفهوم : نه به باره نه به داره
قند و قروتْ يَكيهَ: خوب و بد برايش فرقي ندارد.
دُوز وَ كْلاه خواه
پَرِدارَه: آدم خلافكار خودش را لو ميدهد.
گندم و گياه: به واسطه يك نفر به فرد ديگري نيز خيري برسد.
درَوِ كهِ ندِيَه مَنگالِ ترَ نمِشكَنه: اگر كمكت نكند، تنبيه هم نميكند.
هر جا خاريه وَ پُو خاكساريه: براي كسي كه زياد گرفتاري پيش ميآيد.
موكِه كِه نداري خِه زن بَبوُ بايد بْسازي: به چيزي كه داري بايد راضي باشي
![]()
رُباب
یک ساز قدیمی است که خاستگاه آن شرق و جنوب شرق ایران قدیم که هماکنون در قسمتهای سیستان
کنونی میباشد. ساز اخیر قبلا دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شدهاست. این ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را کمانچه مینامیم. از نوازندگان این ساز در ایران میتوان به استاد بیژن کامکار و استاد حسین علیزاده اشاره کرد.
== اجزاء تشکیل دهنده ==
رباب مجموعا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شدهاست، شکم در واقع جعبهای به شکل خربزهاست که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفتهاست. سینه نیز جعبهای مثلث شکل است که سطح جلویی آن، تا اندازهای گرده ماهی و از جنس چوب است. در سطح جانبی سینه (سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار میگیرد)، هفت گوشی تبعیه شده که سیمهای تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده میشوند. بر سطح جانبی دیگر (سطح پائینی)، پنجرهای دایرهای شکل ساخته شدهاست. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن، حدود ده «دستان» بسته میشود و بالاخره در سر ساز، مانند، تار جعبه گوشیها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شدهاست، سطح جانبی جعبه گوشیها کمی به طرف عقب ادامه یافتهاست.
تعداد سیمهای رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیمهای جفت با یکدیگر همصوت کوک میشوند، سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته میشده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون میسازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.
- جزینک بزی ادیمی
- حسین اباد حسین اسماعیل
- ده بزی سفلی باغ ادیمی
- خوگی ده بزی علیا(بذر خالص ) طاغذی
- سیدخان چرک کدخدافقیر
- کربلایی حسن حلیم خان رحیم خان سارانی
- دهنه غلامان شریف اباد ابراهیم کیخا
- قلعه کهنه بندانی بالاخانه
- قلعه نو قره باغی کدخدا حاجی علی
- ده پیری امام خان دهنوپشت ادیمی
- سنارودجنوبی پلگی بزئ کچیان
- حسین مسافر حاجی اباد خوشداد
- محمداباد عیسی حاجی
- جزینک خوشداد کهنه محمدحسن
- قلعه کنگ جهان تیغ پشت اب دغال
- ندام ده رضا پیران دخت
- ده درویش محمدابادگلزار نوشیروان خانه های درویش
- خالقداد نو ده نورمحمددشتی ده غلامعلی
- هاشمزهی عباسعلی ده کمالی
- ده صفدرمیربیک ده میرخان ده منصوری
- پارودین / پاره دین راهدار ده شهید محبعلی سارانی
- پلگی خمر کیان اباد (شندک ) اله اباد
- حسینا ادیره ده عیسی علیا
- ده خان محمدبدیل ده افسری محمدابادادیمی
- دشتک امامی حسین ابادمیرشاه
- قلعه رستم چهارچشم خانه های رودباری
- ده ارباب حاجوک پیران
- ده نوسیدخان زیارت جهان تیغ ساختمان
- ده رشید گزانگوری کدخداصفر
- ندام غربی کرگزی دهنوپیران
- پلگی پائین شهسوار محمدخوشداد شوکت سارانی
- چلستعلی نورمحمدجهان تیغ اکبراباد
- عباس عبداله ده شرکت ده الری
- ده موسی ده غلام ابراهیم حسین ابادخواجه
- شادی قلعه حیدراباد چرک حاجی غلامعلی
- علی اباد تختک ریگ علی صوفی ده شهباز
- کل کنگ روستائ هاشم اباد حجت اباد کدخدا جبار
- لف عباس اباد شیخ ویسی ده عیسی سفلی
- آس قاضی عباس قاسم کربلایی حیدر
- سهراب غلامی قائم اباد کنگ پیران
- کربلائی علی شهرکی ده دیوانه ده ولی داد
- خانه های مولوی سیداقبال اسلام اباد
- پلگی سید سه قلعه شریف اباد
- ابراهیم ملک داد ده فتح اله ده علیم
- حاجی مسکین حسن اباد دهنه باغی
- خمک کمپاداره راه ابیل
- حسن پیری گل خانی خانه های حاجی خدابخش
- خمک دشتک میل نادر ده میر شاه
- راشک شهرک گلخانی مشهدئ غلامعلی قنبر علی
- حسن علیخان قائم اباد سفیدابه
- کندرک صادق بوتگو
- گوری ناصرآبادعلیا زورک / زاروک
- لچوی سهراب شیخی سخی اباد
- نورئ لورگ باغ سفیدابه
- افشاریه عباس ابادسنجدی سفیدابه کهنه
- الری حیدراباد سن کوری
- غلام گلزار ده سنچولی شندول
- حسین ابادی محمداباد لورگ باغ کم زرد
- حسینالطفعلی صفر احمداباد کرباسو
- ده قاسم قجر اسلام اباد کفتارگو
- شیخ لنگی شاطرمحمود کورگزی
- کمک حسامیه ماده کاریز
- میرزاموسی ریگ آب اقاجان مچک
- گلزارپیری ناصرابادسفلی سمندر
- ملنگ جما کنگ مزار کلات ملاحسن
- واصلان تیمورابادشیخی کلات حاجی نورمحمد براهویی
- دهمرده سهراب دلارامی جولی بالا کلاته حسین خان
- شیرمحمد خواجه احمد مک سرخ
- ترقوئی امیرنظام کلاته سهراب
- ده رستم بابدین حسن اباد
- علی جعفرسفلی جنگیان رحمت اباد
- یوسف اباد چوتوشرقی کلاته عمر
- کلاته عمر لومار
- حاجی احمدخان خواجه احمد اسماعیل اباد
- عباس اباد شیراباد پدگی
- حاجی حسین شهرکی مهاجری سنجدو سامانی نورمحمد زهک
- کربلائی حسن نورمحمدهارون حسینا
- خانه های علی جعفرعلیا بلگگ
- بلگاک شهرک کوهک
- خرابه شیرمحمد جما خانه های صمد
- ده خدابخش ده نادر شاه گل
- غلامعلی سرگزی ملاقاسم عباس رستم
- جان ابادسنجرانی ده نو حسین میردل
- حاج غلامحسین سیاه خان بامری
- حسین میرعلی عبدالغفور حسن خون
- حسین نورمحمد ملاشریف ملکحیدری
- ملک اباد شهرکی ده یادگار جلالی
- سنچولی ده احمدعلیخان ده دراز
- شاهگل گلمیر خلیفه کچکول ملا ابراهیم
- شاه میر دوازده سهمی جنگی خون
- شریف قزاق ده لجه ای سیاه سر
- شهیدده مرده عبدالعزیز کودنو
- عیسی فقیر علی جان بزی شهرکی
- قزاق ملک اباد سه قلعه
- کربلائی شهباز شریف ریگی حاجی جلایی
- میرگل اله دو میرزاخون
- علی پیری بلوچ نارویی شیب گوره
- محمدجان جهند جهانگیر
- محمدجهانگیر حیات خان ده علی اخوند
- عیسی پیری عبدالله گرگیچ ده مستیخون
- ابراهیم اصغری دادکریم درویش
- شیراباد لال خان جریکه
- شاه بیک ده غفور ده سیدمحمد
- پسرمردان ده روشن ده علی جان
- اصغرجما ملک محمد ده زینل
- علی شهرکی تیموراباد علی اباد
- براهویی ده اسماعیل قنبر حسینعلی مستیان
- کوه خواجه ده اکبرعباس ده ازاد
- شهرک علی اکبر جمال اباد ده گزمه
- ازادی چلنگ پشت رود کفتارگی
- صوفی خدری کل پبازعلیا
- صیادان سفلی زورابادسالاری ده حسینا
- ده عباس خان ده سنچولی اسدا00
- کوه خواجه شهدادبالا محمددادی
- ده لطف اله شهدادپائین بچه در
- محمدصفر علی محمدپیرمرد جی سرخ علیا
- ده محمود ده عوض حسن رحیم
- مالکی نورئ خیراباد
- اس افضل اباد شریف اباد
- پودینه تیموراباد کود
- جهانبخش دادی عطامحمد
- ده حسین رئیسی کلات سالاری مشهدی محمد
- حسینا خدرئ (ستوده ) ده محمدمیرزا
- ده اکبرجعفری ده بلند زاهدان کهنه
- خراشادی زیارت ده حاجی شهباز
- سرسنگ ده سیاه سر اشترک حاجی نظر
- صیادان گنده بخش کربلایی موسی سالارئ روستائ مولوئ خدا رحم رودینی
- شیبانی ده کرمی میرخان شاهگل
- ده عباس کور ده ملاعلی سیاه خان
- محمدصفرشاه نظر علی صوفی موسی شهباز
- علیرضا اسلام اباد حاجی عباس
- زورجعفرشهباز اکبراباد کهک
- صیادان علیا بالاشیخ علی مردان
- محمداعظم براهویی طفلک
- لوتک تیلر چنگیزشیرزهی
- حسین آبادسفلی
- حسین آبادفلفلی عل خانه های حاجی گل میر کل پباز سفلی / رحمان شیر زهی
- اسلام اباد چلنگ محمداباد
- دوران خان حسین مشهدی جانی
- سکوهه خیاری دلمراد
- شهر سوخته داداله ده کول شیب
- ابراهیم میرزاخان درویش علی دهکول
- لوتک گرگ دهکول اسلام نظر
- مسافرکلاتی گل محمدنورئ سدکی
- بندهی راه انجام خانه های علیمرادحسن
- شهرک حسن اباد محمدجان خلیلی فیروزه ای
- دوست محمدحاجی کبلائی موسی خمرئ کیخای کهنه
- حسین ابادسفلی ده عوض (گلستان ) ابراهیم اباد
- قلعه سام حاجی عباس بهرام اباد
- شهر جدید رامشار بنجار دولت اباد
- چاه صاحبالزمان (عج ) امامیه پائین عباسیه
- قلعه دل اسا تپه دز ده اقاجان
- سعیدخان زیارتگاه بی بی دوست الهی
- لوتک شیرمحمد ده ارباب تمبکا
- لوتک صفرشاه ده اسکل چونگ مرغان
- قلعه حسن ده شیخا حاجی عباس
- صفربرفی ژاله ای حسین زینل
- ال گرگ کرباسک ده رضاعلی
- ده علی اخوند ده درگی دیوانه
- حسین محمد ده سرحدی ده رستم محمود
- برقی حسین اباد جر علیمرادهراتی
- ده علی رضا حیدراباد کریم شاه نظر
- فقیر کلوخی کوشه پائین
- قلعه رستم سیاه مرد نوری
- کندو غلامرضاسند گل یوسف حسن
- گل محمد چهارخری
- فتح آباد ده اقائی
- لوتک حاجی عظیم روستائ رشید ده حسن علی اکبر
- لوتک رحیم خان ده حاج اقائی چهارخمی
- ورمال ده کول پشت اب ده کیخا
- پشت دشت قاسم اباد ده میر
- ده ملا نظر ده غلامان شهرک بزرگ
- ده غلام نبی جهان تیغ کوشه علیا
- جهان اباد کربلایی قربان زوراباد
- سنجرانی حسن اباد ده اخوندغلامی
- مندیلان پائین هراتی
- محمد آباد هراتی غریب
- میلک ده حسن علی حسین باقر
- محمدقاسم ده سرحدی ذوالفقاری
- نایب لجه ای گل محمدبیک
- ده میرزا زینل اباد
- جهان ابادسفلی محمداباد شهرک کوچک
- دهنوعلی خان شیر محمد آذریان
- ده رضاجر ده علیرضا
- ده میرجعفرخان بامری غلامان ابادئ امام زمان
- عبدالرحمان صفرزائی ده اصغر باغک
- پکک حاجی حیدر سادات توتی
- پهلوان ده نهور حمزه اباد
- جهان ابادعلیا دهنو ده رضا
- ساسولی علی اباد کربلایی یارمحمد
- کنگ شیرعلی خان گل میر گنبدشاهی
- حاجی ملنگ خروط حاجی صفر کیخارسول
- ده کدخدا شاه جان بامرئ حیدری پل اسبی
- جانی محمداباد علی جان درویش
- دوکله ده میرزنگ پنجک
- زوراباد ده بوله ده تقی
- عزیزبامدی ده گت حاجی حسین حیدر
- ملکمحمد گل اباددوم ده موسی محمد
- میم خان بامری جهانتیغ دهباشی
- ابراهیم اباد ابیل سیاه پشته
- ده ازاد ده کریم ده مرده ه شهریاری
- میرزاخان برج افغان کربلایی غلام
- نظرگرگیچ حسن رحمان کربلایی عباس
- بلال نظرسارانی کیخای میربیک
- حاجی بلوچ خان ده میرعبدالله گزموم
- حسین اربابی گل اباداول ملارضا
- حاجی نبی ملامحمد نظرعلی حسین
- دهمرده ولی اباد رستم محمود
- سرفراز محمدشوراب نیگرد
- شارخ نراقی کربلائی علی
- شیرعلی خان ده حاجی عبدالله
- عباس آذریان ده شیردل
- شیرمحمدگرگیج امیراباد بصیران
- علی اکبر ده گرگ فقیرقاسم
- قجربارانی دهمرده ملک اباد
- مشهدی محمد غلامرضا نورئ دکدهمرده
- مندیلان بالا جبار ده جعفرئ
- سیدخان قرقری دوست محمد
- خانه های محمد گردن ریگ ده علیمراد
- خانه های خداداد گمشاد کریم کشته
- لجه ای ملاعلی ده نورمحمدصفرزایی
- ده حاجی حسین بش دلبر یارمحمدعلم
- ده میرزامحمد تندورک خاک سفیدی
- ده شادی میم خان تپه کنیز نوراله
- خانه های مهراله
- نظرآباد کانال شهرک غلامعلی
- سنجردهمرده صمد دهمرده پودینه
- صالح محمد شهریارئ پیران ساسولی
- شیخ علم دهمرده شغالک
- مارگان نورمحمدخان عاشقان
- کنگ امام داد ده هیبت عباس خان
- رنده شهرکی لنگر علی حسینا
- بارانی ده مریم سارانی
- زهروزهی خاک سفیدی پکیرشهسوار
- جلال افغان گرگیج حاجی / برج یوسف/ غلامحسین دهمرده جما
- شندل شندک جنگیخو
- کندل صدیف خانی عباس
- ده کدخداعلی نمروری قرقری خمر
- جهانتیغ ملادادی نورمحمدیوسف
- شیرین سالار گله بچه اربابی
- رضاسیاسر دهمرده لچ
- صاحب خان بارانی محمدحسین بارانی صاحب خان
- شیردل سادک اربابی خان محمد
- چاردری امیراباد غلامعلی
- شاه محمدقاسمی/ ده شاه محمد قاسمی برج میرگل حسین علی خان
- گزمه پلگی ده رحمان
- گل میر دولت اباد قجر /قجر محمد حسن
- مارگان سراوانی کرم
- حاجی ابادسعید علیخان زمان کرکوه
- سرگلزایی گلزاریگن نیک محمد
- ابیل پل رنده ملانورمحمد ده انوشیروان
- اسماعیل علی داشک دوست محمدلشکران
- ملا گلاجان اس حاجی سرگزک
- ال گرگ اکبراباد علیخان کچ کل
- حسین صفدر ده بزی نهنگی کریم سارانی
- سیادک تخته پل دادخداسالولی
- فخیره سفلی خمک ازاد
- کچکول دراز پسندخان
- کنگ ملاعبداله امرودی /نمرودئ غلام محمد / غلام محمد پودینه
- چکل علی احمد خدری
- دهمرده کتمک رسول غلام
- تاجی اصغر کخا صالح خان
- توکل میرشکار طاووس
- بلوچ ابیل اسک عباس شاهگل
- لطفی گرگ عیدوسهراب
- علیخان نیک محمد کامخان
- مسکین صفرزائی گلشاه
- دادشاه محمد پهلوان میرگل کلاتی گلشاه
- ارگ خان ملک کرئ گله چاه
- تکر اصغرجنگی مجید
- دوست محمدشاه گل پهلوان پکیرمحمود ده مختار
- رسول افغان رضاخان میرزاعلی
- سلطان ریگموری یوسف اسلام
- صمد ده سنگو ملاعظیم
- ملکی سیدخان ده رخشانی
- موسی کوهکن شهرکی ملاعبداله
- میرزانبی شیرعلی هاشم رستم
- ملنگ حسن فراهی اله داد
- غلامعلی جعفر کوهکن خانی گل محمدرخشانی
- رنده سفلی جماخان امیر
- دهمرده سیاوک محمودی بالا ملادوست محمد
- علی مدد محمودی پائین ده غلام محمد
- غلامحسین لاغری میران ثابت اله
- نظرشریف پده ای حکیم ریگی
- فخیره علیا حسن شیخ دادزری
- حاجی ملک شیرزایی ده نو سیاه خان
- لورگ خاری کرق شاه جان ده عبداله
- حسین کوت کریم کشته قادراباد
- گرگیج کندیکه کریم خان
- محمد اقا رخشانی اربابی ده گل میر
- سرگزی حاجی هیبت ابراهیمی گل میرا
- علی اکبرخمر مولوئ دوست محمد ماککی
- کول محمدخان
- گل محمدشیرمحمد مسافر
- مرادعلی نایب
- ملاعوض ولی خرمایی
- غلام رستم خدارحم
- حاجی حسین شیرزهی حاجی باباخان
- عنایت سیاه خان
- گرگ ده احمد
- صوفی سیدی شهریاری میرزاحاجی
- حاجی شاه محمد شهرک شهیدبهشتی
- خانه های نظرصاحب خان چلوکی
- کام خان بارکزی
- اسک حاتم
- رودینی خانه های امیر
- مجید عیسی زهی براهویی
- یارمحمدخروط
- ملارحمت
- حنیف
- یار محمد /یار محمد رحمت کرتکه
بعد از اسلام و شكست ايرانيان و فرار پادشاه ساساني (يزدگردسوم ) در برابر سپاه اسلام، اعراب مسلمان پيروز شدند و نزديك به 200 سال بر سرزمين ايران حكمراني كردند و در دوران امويان حتي در منابر، علي (ع) را لعن ميكردند. اما مردم سيستان بنا بر شهادت تاريخ انواع جريمهها را پرداخت كردند ولي علي را لعن نكردند به طوريكه در سال سوم فرمان رسيد كه يا بايد مردم اين خطه علي را لعن كنند يا اينكه سر زنان و بهخصوص زنان اكابر و بزرگان شان را در ملاء عام بتراشند و مردم سيستان به قول تاريخ سيستان حاضر شدند به اين عمل شنيع تن در بدهند ولي به "سب ابوتراب" راضي شدند.
علاقمندي ايرانيان به خصوص سيستانيان به حضرت علي (و ع)و خاندان پاكش به خاطر عدالت علي و همچنين بنا بر روايتي شهربانو دختر پادشاه ساساني به ازدواج امام حسين ع درآمده و امام سجاد ع حاصل اين وصلت است كه اين دلايل علاقمندي اين مردم را دو چندان كرد.
شيعه يعني كسانيكه پيرو علي و خاندان مكتب او هستند. طاهريان و صفاريان و مخصوصاً يعقوب ليث صفاري باعث زنده كردن زبان فارسي شدند و بر اين اساس خط و ربط جديدي آغاز شد.سامانيان همانند طاهريان و صفاريان بيشتر به مليت ايراني بها ميدادند تا به مذهب آنان، به طوريكه بعد از شهادت امام حسين و دوران خونخواهي امام مانند قيام توابين - قيام مختار و غيره در تاريخ از حمايت و حضور جماعتي از سيستانيان گزارش شده است.
حضرت علي ع حسن بعري را به سيستان فرستاد تا مردم اين منطقه را قران و فقه بياموزد.
وي گفت: حكومتهاي غزنوي، سلجوقي و خوارزمشاهي علاقه چنداني به مسائل محرم و عاشورا نداشتند و در زمان رفتن چنگيزيان و آمدن تيموريان مركزيت سياسي از بين رفت و هر منطقهاي در اختيار يك ملوك الطوايفي قرار گرفت. در آن دوران تنها حكومتهاي خود مختار شيعه منحصر به ملوك كياني در سيستان، سادات كيا در شمال، سادات مرعشي در خوزستان و علويان و يكي دو مورد ديگر ميشد ولي وضعيت مسلمانان و شيعيان در دوران صفويه مناسبتر شد زيرا حكومتگران صفويه شيعه مذهب بودند.
تعزيه، شبيهخواني و يا به تصوير و تجسم كشيدن ماجراي عاشوراي 61 هجري و شهادت امام حسين و ياوران او در دشت نينوا يا كربلا مربوط ميشود و براي اولين بار در دوران ديلميان و بهويژه در زمان حكومت عضدالدوله ديلمي در محله كرخ بغداد مراسم عزاداري امام حسين ع و واقعه كربلا به نمايش و به تصوير كشيده شد. به همين ترتيب هرگاه حكومت شيعي روي كار ميآمد وضعيت بهتر ميشد و خاندان آل زياد، آل بويه و علويان توجه خاصي به محرم داشتند دوران زنديه هم دوران خوبي بوده است گرچه دولت آنها مستعجل (زودگذر) بوده است. حكومت افشاريه و خصوصاً نادر از مردم خواست كه شيعه رابه عنوان ركن پنجم بپذيرند و چنين شد تا نوبت به قاجار رسيد.
قجرها در حاليكه از نظر نژادي تركمن بودند اما از نظر دين اسلام و از نظر مذهب شيعه بودند به طوريكه مي توان گفت كه اوج تبلور تعزيه و شبيه خواني و به خصوص درمحي به نام تكيه دولت در اين دوران پيش آمد و ناصر الدين شاه بهترين شبيه خوانان و تعزيه خوانان و پرده خوانان را از سراسر ايران دور هم جمع كرد و بهترين جمع تعزيه خواني را تشكيل داد.
مراسم تعزيه در بعضي از مناطق با اسب و شتر و علم و كتل و كجاوه انجام مي شد و در بعضي از مناطق هم بدون استفاده از اسب و شتر مراسم تعزيه را انجام ميدادند به طوريكه در برخي از مناطق ايران تعزيه به صورت متمركز و يكجا انجام نميشد و مردم از زن و مرد، كوچك و بزرگ در محل چهار راهها يا ميدانهاي بزرگ جمع ميشدند و منتظر تعزيه خوانها ميماندند و شبيه خوانها درحاليكه لباسهاي انچناني ميپوشيدند سوار بر اسب و شتر و كجاوه بودند. به هر جمعيت، چهارراه و ميداني كه مردم تجمع كرده بودند، ميايستادند و به مدت نيم تا يك ساعت به اجراي نمايش و تعزيه ميپرداختند و سپس راه خود را ادامه ميدادند تا جمعيت بعد و ميدان يا چهارراه ديگر.
اجراي تعزيه : تعزيه در سيستان با توجه به شيعه بودن مردم و علاقمندي خاص كه به علي و خاندانش داشتند در هر دوره تاريخي كه فرصتي يافتهاند به كار تعزيه پرداختند. سيستان بهوسيله عهدنامه پاريس به دو قسمت در سال 7 رجب 1273 هجري قمري تقسيم شد و سيستان ايراني متشكل از يك شهرك بهنام حسين آباد يا شهر حسين آباد ميشد كه با 700 تا 800 روستا و همه آنها از همين شهر تعذيه و تدارك ميشدند. تعزيه در حسينآباد كه بعد به شهر زابل و نصيرآباد تغيير نام داد در محل مسجد و حسينيه آيت اله شريفي ( كه در حال حاضر بخشي از آن به حوزه علميه تبديل شده است) برگزار ميشد و در روستاهايي كه به نوعي مركزيت داشته مردم تجمع مي كردند و مراسم تعزيه برگزار ميشد به طوريكه چند روستاي كوچك كه در اطراف يك روستاي بزرگتر قرار داشتند خود را به آنجا ميرساندند و در مراسم شركت ميكردند. در اكثر روستاهاي كدخدانشيني، خان و سردارنشيني تعزيه برگزار ميشد.
زيرا كدخدا، خان و سردار و بزرگان ده رسم داشتند كه بايد لوازم تعزيه مانند شمشير و سپر، لباس و بياض (نسخه هاي تعزيه) را آماده و باني تجمع جمعي از مردم تعزيه خوانان ميشدند.
در مدت 10 روز يعني از اول تا دهم محرم تغذيه و خورد و خوراك شبيه خوان ها بر عهده كدخدا بزرگ همان ده بود و در منزل آنها صورت مي گرفت و همين كه صبحانه مي خوردند تمرين و مقابله آنها آغاز ميشد و تا ناهار ظهر ادامه مييافت.
كسانيكه تجربه بيشتري داشتند به تازه كارها كمك ميكردند و بعد از نماز و صرف نهار ظهر و اندكي استراحت دوباره لباس ميپوشيدند و به كار تعزيه خواني ميپرداختند. جماعتي از بزرگان و دست اندركاران ميدان شبيه خواني را آماده ميكردند به طوريكه زنان در گوشهاي و مدان بقيه قسمتها را ميگرفتند و شبيه قلعه بهوجود ميآوردند و يك راه ورود دارد مينشستند و بعد حدود ساعت هاي 3 يا 4 بعدازظهر ابتدا موافق خوانان يا كاروان امام در حاليكه علم سبز در دستان علمدار و امام و ساير همراهان بر اسب و شتر سوار و يكي از آنها "چاوشي " ميخواند از دروازه ميدان وارد مي شدند: " هر كه دارد هوس كرب و بلا بسم ا... هر كه دارد سرسودايي ما بسم ا... و تا آخر خوانده و هر كس در محل يا خيمه خود استقرار مييابد.
لحظاتي بعد گروه مخالف يعني شمر و ابن سعد و اين زياد در حاليكه لباس هاي قرمز و پرزرق و برقي را پوشيدهاند با خشونت و تندي و تاخت وارد ميدان ميشدند. براي اينكه غرور و قدرت خود را به رخ ديگران بكشند چند دور در ميدان ميتاختند و سپس پياده شده و در محلي كه برايشان تعبيه شده است استقرار مييافتند. طبالها هنگام تاخت و تاز مخالفان براي اينكه سكوت مجلس را بشكنند مرتباً به طبلهاي خود ميكوبيدند و بعضاً با ني نيز همراه ميشدند. بنا به دستور و فرمان كارگردان كه در اينجا شبيه گردان ناميده ميشد تعزيه آغاز ميشد.
در بعضي از روستاها از روز اول تا دهم و بعضي از روستاها هم از روز سوم تا چهارم و حتي تا دهم محرم تعزيه ميگيرند و هر روز به شخص يا شخصيتي ارتباط مييابد. مثلاً يك روز به طفلان مسلم، روز ديگر به شهادت مسلم، شهادت قاسم، حضرت علي اكبر ع، شهادت حضرت علي اصغر ع، روز تاسوعا (نهم) به حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز دهم به شهادت حضرت اباعبداله الحسين ع اختصاص مييابد و در بعضي از روستاها در روز عاشورا مراسم تابوتگرداني دارند كه شبيه سنت نخل گرداني در مناطق يزد و غيره است.
علاوه بر خود شهر زابل و درحسينيه آيت ا.. شريفي، روستاهاي ديگري نيز بودند و هستند كه در اين راه از قدمت بيشتري برخوردارند. مانند بنجار، اديمي، دولت آباد، سه كوهه، علي آباد، چلنگ، قلعه نو، فيروزآباد، كود، لطف الله، تيمورآباد،دادي و سدكي و اخيراً روستاهاي ديگري نظير ژالهاي، سيادك، ارگ، خان ملك، شهرك علي اكبر سنچولي و دوست محمد و نورمحمد خان و برج يوسف و بسياري ديگر از روستاها برگزار ميشود.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بحث تعزيه و شبيه خواني شدت بيشتري گرفت و همچنان كه مورد علاقه مردم سيستان بود با اقبال بيشتري روبرو شد و با شدت و گرمي خاصي ادامه دارد و نسل جوان نيز علاقه زيادي نشان ميدهند.
آيينهاي محرم به گواه تاريخ از گذشته هاي دور تاکنون ميان مسلمانان به ويژه شيعيان با شکوه و جلوه خاصي برگزار شده است.
گرچه اصل و اساس برپايي آيينهاي محرم، عزاداري براي سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين(ع)، اهل بيت و ياران با وفايش و زنده نگه داشتن ارزشهاي والاي قيام عاشور ا است اما با توجه به تغيير شرايط جامعه در طول قرنها و سالها تغييرات و تفاوتهايي در نحوه انجام مراسم ويژه ماه محرم در برخي نقاط ايجاد شده است.
برخي آيينهاي سنتي ماه محرم در سايه اين تغيير و تحولات دگرگون شده، برخي از گردونه مراسم ماه محرم به کلي خارج و منسوخ و برخي نوآوريها نيز به ويژه طي سالهاي اخير در آيي هاي ماه محرم به وجود آمده است.
با اين حال بهره گيري از سنتهاي محلي و بومي ويژه محرم در سيستان و بلوچستان هنوز در بيشتر نقاط اين استان پا برجا است و مردم نيز عزاداري به سبک و سياق پدرانشان را مطالبه مي کنند.
تاريخ به خوبي گواه ارادت ويژه مردمان خطه سيستان و بلوچستان به اهل بيت (ع) را مي دهد که در هر شرايطي براي حفظ آرمانها و توسعه تفکر اهل بيت عصمت و طهارت(ع) تلاش کرده اند.
نوحه خواني، سينه زني، زنجيرزني، شبيه خواني يا تعزيه خواني و خواندن زيارت عاشورا از جمله آيينهاي معمول مردم اين خطه از ميهن اسلامي در ايام محرم به شمار م يرود.
پخت حليم و شله زرد، امتناع مردم سيستان از پخت غذا در سه روز قبل از واقعه عاشورا، پشت بام رفتن ريش سفيدان و تلاوت قرآن و ذکر دعا براي اعلام رسيدن ماه محرم و برگزاري مجالس روضه و عزاداري در منازل از جمله آداب خاص مردم در ماه محرم و 18 روز پس از آن است.
در سرماي زمستان اشکهاي گرم نوازشگر گونه هاي ارادتمندان به خاندان نبوت مي شود و نفسها با نواي "حسين، حسين" در سين هها همراه است.
با نزديک شدن به شبها و روزهاي تاسوعا و عاشورا بر شور و هيجان هياتها و دسته هاي سينه زني و زنجيرزني افزوده مي شود.
در مناطق مختلف سيستان و بلوچستان به ويژه شهرهاي زاهدان، زابل، زهک و هيرمند که بيشترين ساکنان آن را شيعيان تشکيل مي دهند، تکيه ها و حسينه هاي متعددي در محله هاي مختلف پذيراي عزاداران حسيني است.
محقق و پژوهشگر مردم سيستان در اين باره به ايرن ا گف: تعزيه درسيستان به صورت روز شمار اجرا مي شود. به اين صورت که شبيه خوانان هر روز ماه محرم را به يکي از ياران امام حسين (ع) مثلا حضرت علي اکبر(ع) يا حضرت ابوالقضل (ع) اختصاص مي دهند.
محمد جهانتاب بيان کرد : با آغاز نخستين روز از ماه محرم امامان جمعه، پيش نمازان مساجد با سخنراني در مساجد و محافل مذهبي، مردم را از اهميت اين ماه آگاه مي سازند و با روايت احاديث مختلف سعي دارند مظلوميت امام حسين(ع) و نقش وي در اسلام و همچنين عظمت اين ماه را به نمازگزاران منتقل کنند.
وي افزود : در ماه محرم زنان دست از انجام کارهايي مثل حصيربافي و صنايع دستي برمي دارند و بيشتر سعي دارند خود را با ذکر و تسبيح و نماز و روزه مانوس کنند.
او ادامه داد : پخت انواع غذاهاي محلي از قبيل حلوا، خورشت و برنج و همچنين پخش شير و خرما ميان خانواد ههاي کم درآمد از ديگر آيينهاي روزهاي تاسوعا و عاشورا در سيستان به شمار مي رود.
وي افزود : همچنين مردم اين خطه بر آن باورند تا در روز تاسوعا و عاشورا روزه بگيرند تا با تح مل تشنگي رياضت تحمل مصيبتها براي آنان سختتر شود.
او ادامه داد : از جمله آداب و رسوم مردم زابل در ماه محرم پرهيز از برگزاري آيين ازدواج، جشن تولد و خريد لباس نو است.
وي اظهار داشت : همچنين در بيشتر نقاط سيستان زنان در ماه محرم از اصلاح سر و صورت خود پرهيز مي کنند و تا پايان ماه صفر نيز لباس سياه بر تن دارند.
محقق و پژوهشگر فرهنگ سيستان بيان کرد: زنان علاوه بر شرکت در مجالس عمومي حسينه ها، مجالس ويژه اي در منازل خود برگزار و مبلغه هايي که به "روضه خوان " معروفند براي شرکت کنندگان در مراسم سخنراني و مرثيه سرايي مي کنند.
وي گفت : در دارالولايه سيستان هر محله دسته عزاداري مخصوص به خود را دارد که غالبا به نام همان محله نامگذاري مي شود.
اين محقق مي افزايد: در اين ايام عزاداران به ياد امام حسين(ع) بر سر و روي خود گل مي مالند.
جهانتاب درباره نحوه قرار گرفتن افراد در دسته هاي عزاداري گفت : در جلوي هر يک از دسته ها پرچمها
و علامتهاي سياه و سبز و پارچه نوشته ها در صف نخست، بزرگان محل و مردان و پسران و کودکان سينه زن و پس از آن زنجيرزنان حرکت مي کنند.
وي اظهار داشت : در سيستان مکان زيارتي براي خانمها به نام "بي بي دوست " وجود دارد که برخي بانوان سيستاني در روز تاسوعا و ظهر عاشورا نذورات خود را در اين مکان ادا مي کنند.
او گفت : از آيينهاي خاص و ويژه محرم در اين منطقه که از شبهاي نخست ماه آغاز مي شود، تعزيه خواني است که ريشه در تمدن اين خطه دارد.
وي افزود : در تعزيه خواني يک نفر از گروه تعزيه خواني با صداي طبل، شروع شدن تعزيه را به اطلاع مردم مي رساند، بعد از اين که مردم جمع شدند در صحني که به اين منظور تهيه شده است تعزيه خوانها مرثيه هاي خود را اجرا مي کنند.
اين محقق بيان کرد : در سيستان غالب ا لوازم و تجهيزات مورد نياز تعزيه خواني از نذورات مردم تهيه مي شود.
وي درباره يکي ديگر از برنامه هاي خاص سيستان گفت : مردم زابل ظهر روز تاسوعا و عاشورا بهترين غذاي خود را تهيه و آن را پس از قرار دادن در سينيهاي بزرگ و روي سر مي گذارند و به پشت درحسينيه اي که سينه زنان و زنجيرزنها مشغول برگزاري مراسم هستند، مي برند.
او ادامه داد : ساعت 12 ظهر در حسينيه باز مي شود و مردم در صفهاي طولاني، ب ا سيني هايي بر سر که پر از نذورات است وارد حسينيه مي شوند و از عزاداران پذيرايي مي کنند.
جهانتاب افزود : در سيستان اکثرا تا روز دهم غذاهاي نذري مردم را معمولا حليم سنتي که به آن "قلور" گفته مي شود تشکيل مي دهد و در روز عاشورا با قيمه از سوگواران پذيرايي مي شود.
وي درباره شام غريبان نيز گفت : در اين شب مردم به مساجد مي روند و چراغها را خاموش مي کنند و در نور شمع به سوگواري مي پردازند و با شله زرد و آش رشته از ساير عزداران پذيرايي مي کنند.
او ادامه داد : با نگاهي به تاريخ عزاداري سنتي در سيستان به برخي آيينهاي سنتي از جمله حمل خيمه گاه حسيني و شهداي کربلا و علامت گرداني بر مي خوريم که در زمان آل بويه مرسوم بوده و در زمان قاجار نيز با برپا کردن تکيه ها آيينهاي تعزيه خواني رونق بيشتري گرفته است.
محقق و پژوهشگر سيستان اظهار داشت : همچنين سقاخواني اوج ارادت مردم اين خطه ر ا به حضرت ابا عبدالله (ع) نشان مي دهد بطوري که در اين ايام ارادتمندان به امام حسين (ع)در حالي که با يک دست مشک آب و با دست ديگر کاسه اي در دست دارند به ياد تشنه لبان کربلا، عزاداران را سيراب مي کنند.
وي افزود: برخي از سقاها در گذشته اشعاري نيز در قالب مرثيه سرايي مي خواندند.
يک محقق و پژوهشگر نيز در اين باره به ايرنا مي گويد : از جمله آداب و رسوم مردم سيستان و بلوچستان در ماه محرم پرهيز از برگزاري آيين ازدواج، جشن تولد و خريد لباس نو است.
عباس باقري افزود : تعزيه درسيستان به صورت روز شمار اجرا مي شود به اين صورت که شبيه خوانان هر روز ماه محرم را به يکي از ياران امام حسين (ع) مثلا حضرت علي اکبر (ع) يا حضرت ابوالفضل (ع)اختصاص مي دهند.
وي ادامه داد : همچنين مردم اهل سنت منطقه سيستان با آغاز ماه محرم خود را در سوگ سرور و سالار شهيدان سهيم مي دانند و با اجراي برنامه هاي وعظ و سخنراني در محافل مذهبي به استقبال از اين ماه م يروند.
سيستان و بلوچستان از ترکيب قوميتي و مذهبي خاصي تشکيل شده است بطوري که بخش قابل توجهي از مردم اين استان را هموطنان اهل سنت تشکيل مي دهند.
شماري از اهل سنت اين استان نيز در ماه محرم آيينها و مراسم خاص خودشان را دارند و محرم و به ويژه روز عاشورا را بافضيلت مي شمارند.
امام جماعت مسجد اهل سنت ياسر زاهدان و مدرس حوزه علميه دارالعلوم اين شهر دراين باره گفت :
علماي اهل سنت منطقه تاکيد دارند روز عاشورا روز پرفضيلت و روز بزرگي است و مردم روزه بگيرند تا از فضيلتهاي الهي و مغفرت الهي در اين روز بزرگ برخوردار شوند.
مولوي غلامحسن محبي در گفت و گو با ايرنا افزود : البته کمک به فقرا در همه ايام سال توصيه شده و رواج دارد اما در روز عاشورا با عنايت به فضيلتهاي الهي آن، مردم به فقرا بيشتر کمک مي کنند.
پخت غذاهاي محلي از قبيل حلوا، خورشت و برنج و همچنين پخش شير و خرما ميان خانواده هاي کم درآمد از ديگر آيينهاي روزهاي تاسوعا و عاشورا در نقاط مختلف بلوچستان است.
مردم در شهرستان چابهار با برپايي آيينهاي نوحه خواني، تعزيه، روضه خواني، سخنراني، سينه زني و زنجيرزني همچنان ياد قيام سرور و سالار شهيدان را زنده نگاه مي دارند.
در ظهر عاشورا مردم محلي در بندر مرزي چابهار با آداب و رسوم خاصي با آتش زدن خيم ه ها به ياد اسيران کربلا بر سر و سينه م يزنند و با حضرت زينب(س) و اسيران همدردي م يکنند.
محقق و پژوهشگر منطقه بلوچستان نيز در اين باره به ايرنا گفت : مردم بلوچ براي تمامي ماههاي قمري رسوم و آيين خاصي دارند.
محمد رحيم ساسان بيان کرد : مردم بلوچ در اين ماه ساعات بيشتري را به عبادت اختصاص مي دهند و اعتقاد دارند در اين ماه درهاي توبه باز است.
وي ادامه داد : روزه گرفتن از ديگر آيينهاي شماري از مردم در اين ماه است که سعي مي کنند درروزهاي تاسوعا و عاشورا اين فريضه ديني را اجرا کنند.
او اظهار داشت : همچنين در اين مدت حجم کمکهاي مردمي به مساجد و حوزه هاي علميه اهل سنت افزايش پيدا مي کند.
.: Weblog Themes By Pichak :.


[
[/img]